دلتنگی...

هوا تو كردم دوباره ، بازم دلم تنگه برات
اگر چه دوری از دلم ، هنوزم میمیرم برات
امید من سنگ صبور ، باشه برو پیشم نیا
بزار كه تنها بسوزم تو غربت دلتنگیام
نه این كه عاشق نباشم ، نه ...
نه این كه دوست ندارم ، نه ...
می خوام تو اوج بی كسی سر روی شونه ات بزارم
زخم زبون و صبر من باید بگم حدی داره 
یه قلب خالی از امید آخه سوزوندن نداره

چگونه باور کنم...؟؟؟؟

نگاهت بیانگر راز دلت نبود !
کاش اینچنین بود.
...
نمی دانم
رفتنت را ، به پای کدامین گناه خود بگذارم ؟
عشقم ؟
صداقتم ؟
شاید هم صمیمیتم ؟
بگو تا بدانم !
من که تو را بارها و بارها از آن خود دانستم
حال چگونه باور کنم که مرا برای همیشه تا ابد و قیامت ترک کرده ای !
چگونه ؟

چگونه باور کنم ؟؟؟ Smiley

عشق...

» از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت: حرام است.
» از استاد هندسه پرسیدندعشق چیست؟ گفت: نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.
» از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت: سقوط سلسله ی قلب جوان.
» از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت: همپای love است .
» از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .
» از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.
» از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد