عشق هم میسوزد...

چه صدائیست که پیچیده در این جنگل مرگ ؟ چه

 کسی تیشه بر این شاخه ی افتاده زمین می کوبد؟

 این تبر مال تو نیست؟ دستها آن تو نیست ؟

 تو چه محکم و چه کاری و چه با عشق و علاقه!

 به من شاخه ی افتاده ی خشکیده تبر می کوبی!

 آی آرام بزن می شکند عمق سکوت وای آرام بزن

 تا نکنم آه تو را! جمع کن هر چه شکستی دل من هیزم

 خوبی شد! آتشی بردل من زن که ببینی :

 عشق هم می سوزد ! خوب هم می سوزد

خیلی راحته..

خیلی راحت میتونی به یکی بگی که دوستش داری

خیلی راحتر میتونی به یکی بگی که براش میمیری

خیلی راحتر از هر چیزی میتونی بگی که برات همه چیزه

خیلی خیلی راحت تر میتونی بگی که بدون تو زندگی برام پوچ ه

اما ای کاش این خیلی ها نبود و با یه کلام ساده گفت که اگه میتونی تنهام نزار

کاش میشد که این خیلی هارو از ته دل گفت نه از روی هوس و داغی عشق!!!