عشق و نفرت...
زندگی چیزه عجیبیه.... یه زمانی میاد که به خودت میگی که من از همه خوشبخت تر هستم من الان روی قله خوشی ها استادم و دارم نفس میکشم .... هیچکس مثل من نیست من خیلی خوشبختم. یه روزهایی هم میاد که وقتی خودت رو تو اینه میبینی به خودت میگی اهای پسر از تو بدبخت تر هم هست!!!!
نمیدونم چی بگم یا چطور توضیحش بدم اما فقط این رو میتونم بگم که هر خوشی که برات هست باید اماده غمش هم باشی چون هیچی خوشی ماندگار نیست و برات همیشگی نیستو بالعکس هم برای غم....
اما خدا نکنه که اون روزی بیاد که به غم و شادی شدن زندگیت عادت کنی !!!
عشق و نفرت خیلی با هم تفاوت دارن اما فاطله عشق تا نفرت یه تار مو بیشتر نیست.
مراقب عشق و عاشقی خودتون باشید که این تار مو به هیچکس رحم نمیکنه چه معشوق باشی چه عاشق... نیاد اون روزی که بگی خاطرات رو فراموش میکنم مو به موش رو برو با هر کی که دلت میخواد روبرو شو/بدون واسه من مرده کسی که با دنیا عوض نمیکردم یه تاره موش رو .....
