کاش میشد...

کاش میشد از تو بگذرم,کی میدونه شاید بشه باید بشه چون این صدا نفس های آخرشه دیگه نمیشه شب و روز با گریه زندگی کنم عشق و واست معنی کنم,این همه بچگی کنم دس بکشم به نامه هات ترانه هات و بو کنم برم تو گنجه آلبوم عکس تو جستوجو کنم اما بدون که عاشقم,مثل قدیمای قدیم مثل همون وقتائی که باهم دیگه گپ میزدیم! باید برم اما کجا؟!دختر روسری سیا کجا میشه تورو ندید؟!بگو کجا میشه,کجا!؟ هرجا میرم تو زودتر از من به خود من میرسی دروغی اما مث تو با گریه م آشنا نیس کسی یه خرده راحتم بذار,بذار یه کم سبک بشم بعد دوباره هرجا بخوای این تن و همرات می کشم اما بدون که عاشقم,مثل قدیمای قدیم مثل همون وقتائی که با هم دیگه گپ میزدیم!

اگر تو نباشی...

اگر تو نباشی
اگر تو نباشی هزار بار گریه هم مرا سبک نمی کند
و ابرهای مهربان هم نمی توانند
غباری را که بر دلم خواهد نشست بشویند

اگر تو نباشی
چه خواب باشم و چه بیدار
حتم دارم روزگار تکه کاغذیست افتاده در گوشه خیابانی دراز
خیابانی که پای هیچ عاشقی به ان باز نشده است

اگر تو نباشی
چه در کنار پنجره بایستم
چه در شبستانی نمور و بی نور بنشینم
اشتیاقی برای دیدن افتاب ندارم
دوری تو را بی تعارف و مبالغه بگویم
حتی به اندازه یک نفس کشیدن تاب ندارم